خرید بک لینک

برگ دگری ز زندگی باز کنید
رسم دگری به ناله ی  ساز کنید
از پیله ی پروانه برون باید چست
در پیله آسودگی خویش نباید خفتن
ِآهنگ دگر به وقت پرواز کنید

شوریده Sirus
از دفتر ققنوس

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۰ ساعت 15:27 توسط کلیایی  | 

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:22

گله ی گرگان درید از هر طرف

گله ی ما را و سگ هم بی طرف

کاش نان خود به گرگان داده بود

مرد چوپان فصل سرما روز برف

شوریده(س)

@korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:26

فصل پاییز آمد و ماه مهر را آورد همانند تمام سالهایی که می آمد فرقی نکرده بود آمدنش باز تابستان را تمام کرد باز برگها را زرد کردو باز مدارس را مهمان دانش آموزان متفاوتی کرد که عده ای دغدغه ی خرید دفترو کتابشان را داشته باشند و عدهای دیگر... بگذریم قصه درد و رنج حرف یه روز و دو روز و امروز و دیروز نیست تا بوده همین بوده و هست و فقط دردو دل کردناش متفاوته چند تا خط پایین هم درد دل ماست از زبون خیلی های دیگه کودکی دلهره ی دفتر مشقش را داشتکه خدایا چه کنم دفتر مشقم شده پر پدر ش پول نداشت بخرد نان و کند سیر عیال و فرزند چه رسد آنکهبه فکرش برسد دفتری نو بخرد تا نکشدکودکش باز خجالتکه بگوید پدرم پر شده دفتر مشقم دفتری نو بخرم؟ #شوریده-سیروس @korosh571 + نوشته شده توسط کلیایی در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 23:31 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:12

شیر می خوردم ز مادر تا که روزی همچو شیر 

صید خود سازم هم آهو یی ز آهو بچه شیر

 گرگ پیری ساخت از من روزگار بی زوال

مانده ام شیری بماند عاقبت زین گرگ پیر؟

#شوریده_سیروس

@korosh571 

+ نوشته شده توسط کلیایی در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶ و ساعت 2:39 |

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:12

جمع جام و می ز ساقی میرسد

لطف ساقی کی ز یاغی میرسد

گوش اگر مدهوش و جادو می شود

بانگ خوش بی شک ز باغی میرسد

#شوریده_سیروس

@korosh571

+ نوشته شده توسط کلیایی در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 20:59 |

برچسب: ساقی, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:42

#شوریده_سیروس طنز تلخ! عجب ذهن شلوغی!! فکر کن این هم یه شوخیه !!! امشب هم گذشت و هیچ کس ما رو نکشت (یکی از دکلمه های حسین پناهی) با صدای پرویز پرستویی که شاید شنیده باشید. حالا من میگم: امشب هم گذشت و هیچ کی ما رو یاد نکرد یا بهتر بگم( هیچ کی حرف دل ما رو نزد) می دونی چرا؟ تو شهری که مفهوم عشق حتی درک کردنش تو کفن پیچیده شده، شعر عاشقی چند می ارزه. این جا همه از عشق و عاشقی میگن، هیچ کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:42

دوش خیال ماه تو دیده من به راه تو دغدغه رسیدنت دیده خمار خواب تو هلهله بود و شهر و من غلغله بود و رقص و تن شهره ی شهر و شور او فتنه میان آن و من پادشاهی رقیب و سخت من به زمین او به تخت تا به که دل سپارد او شانه ی ما و مرغ بخت تپ تپ قلب وتاپ دل له له جان و آه دل دل به که می سپارد او سینه ی تنگ و داغ دل گشته سوال ذهن تو؟ کیست که گشته ماه تو؟ این همه شور و اشتیاق کرده میان جان تو وصادامه مطلب

برچسب: خیال, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:42

با خیال آنکه روزی می پرم

پیشکش دادم به مسکینی خرم

از فرازی هم پریدم پا شکست

رفته مسکین و دگر من هستم و جای ترم

@korosh571

+ نوشته شده توسط کلیایی در سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۵ و ساعت 0:58 |

برچسب: پیشکش, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:42

طالب آب حیاتم نه که از چشمه ی خواب و ظلمات

بل ز کندوی لب یار شکر بوسه به شیرین جملات

رفته تاریکی و، باز آمده خورشید،

به تکثیر حیات

تا برون آوردم ، ساحره ی کافرم از آن د رکات

#شوریده_سیروس

@korosh571

+ نوشته شده توسط کلیایی در دوشنبه دوم اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 6:2 |

برچسب: حیات,ظلمات, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:42

و چه اندازه ی دیگر مانده چشم تو باز شود مانده تا برف زمین آب شود فصل سرما برود بهمن و دی خواب شود نشده چشم زمین باز به فواره ی سبز تا بهار آید و دیوانه ز گل بلبل بی تاب شود مانده تا ادامه مطلب

برچسب: انتظار,ظهور, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:42

تهمت

مثل زغال است!

اگرنسوزاند،سیاه میکند.

وقتی تن کسی را زخمی میکنی،

دیگه بعدش نوازش کردنش فقط دردش را بیشتر میکند.

حواسمان باشد

@sirus571

هست تهمت چون زغال ای خوبرو

گر نسوزاند سیاهی میکند در ابرو

بر تن زخمی چه تیماری چه سود

چون بگیرد ماه روی از ماهرو

#شوریده_سیروس

@korosh571

+ نوشته شده توسط کلیایی در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 19:24 |

برچسب: تهمت, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:40

و چه اندازه ی دیگر مانده چشم تو باز شود مانده تا برف زمین آب شود فصل سرما برود بهمن و دی خواب شود نشده چشم زمین باز به فواره ی سبز تا بهار آید و دیوانه ز گل بلبل بی تاب شود مانده تا چلچله پرواز کند یک نفس راه رسیدن به وطن ساز کند لشگر ظالم ضحاک و سپاه ماران بر قلمادامه مطلب

برچسب: انتظار,ظهور,خرد, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:40

به غلامی نرود آنکه به سلطانی باور برسد

چون گران یافته اندیشه یقینا به تمنانرسد

ره به ره در ره خود هر چه سراب آید پیش

می کند حل معما و دلیرانه به معنا برسد

#شوریده_سیروس

@korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 5:33

جمع جام و می ز ساقی میرسد

لطف ساقی کی ز یاغی میرسد

گوش اگر مدهوش و جادو می شود

بانگ خوش بی شک ز باغی میرسد

#شوریده_سیروس

@korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 5:33

آسمانی که در آن مهلت پروازی بود

تیره کردند و گر فتند به هر سازی بود

کودک باورم از بی پدری اهلی شد

صید تقدیر نمودند به هر طرزی بود

#شوریده_سیروس

@korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 5:33

صفحه بندی