خرید بک لینک
و چه اندازه ی دیگر مانده

چشم تو باز شود

مانده تا

برف زمین

آب شود

فصل سرما برود

بهمن و دی

خواب شود

نشده

چشم زمین

باز به فواره ی سبز

تا

بهار آید و دیوانه ز گل

بلبل بی تاب شود

مانده تا

چلچله

پرواز کند

یک نفس

راه رسیدن

به وطن ساز کند

لشگر

ظالم ضحاک و

سپاه ماران

بر قلمدوش

سپاه سیه

تاتاران

امده

تا که بهاری نشود

فصل سبز یاران

زین خزانی که فقط آمده تا

زوزه و سوسه فقط

ساز کند

مانده تااز سر این کهنه چنار

پربگیرند

کلا غان سیه

تا دوباره

صف غازان سپید

دسته ی چلچله ها

روز روشن

بر این مرده دلان

بی شب

شب عشرت

بر این

زنده دلان بی تب

بهر سوغات

قناری بر این هم نفسان

نفسی ساز کند

مانده تا

رحم خدا

از دل صد نا بخدا

شعله گیرد

ز درونِ دل و

آید به ندا (صدا)

که ای همه

تشنه و بی نان و خدا

همچو شما همچو من بسیارند

تا شود سبز

دل و جان شما

بود امید

که میراثی این

کهنه سران

روزگاری

که سر ارزنده شود

بر تن وجان

رخت

بر بندد از این

سوی جهان

و رودباز

همان جا

به همان سوی جهان

ولی افسوس

کلاغان ماندند

با همه جور و ستم

و صد افسوس

نیامد ز رهی

چلچله زین ظلم و ستم

و شکستند

درون دل ما

بانگ فریاد دلیران ستم

تا بماند به بهار

لشگر

دغدغه تا روز حساب

تا چه کس باز کندبهر حساب

ورق کهنه ی صد پاره ی این

کهنه کتاب

داد وفریاد و فغان شوریده

زین همه

مرده دلان بی دل که نخواندند

رهایی

ز قفس های ستم

ارمغانی که در آن سوی حصار

چشم در راه

به آن انخیره

که بگوید همه را

کای

همه بندی و در بند قفس

راز

آزادی وهستی

اينجاست.

عشق و سر مستی و

رندی

اینجاست همتی

گر بنمایید و

به فریاد ایید

که به قول

سهراب

آب در یک قدمیست

زندگانی اينجاست

نفس اینجا

جاریست

که بخواهید و بیایید شما

به تماشایی

این نقش جهان

فارغ از جمله ی اسرار نهان

ز بیابان

به فراسوی جهان

#شوریده_سیروس

@korosh571

+ نوشته شده توسط کلیایی در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 0:59 |

برچسب: انتظار,ظهور,خرد, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:40

صفحه بندی