دل شکست وپر شکست جان برون شد از تنم
پا کشان هر سو کشاندی جام رنجورم پی ات
دل شکست و جان گسست وهمچنانم در پی ات
هر چه نالیدم که رنجورم مکش هر سو مرا
خیره در چشمان گريانم گذشتی هر چه را
گفتم ای گیسو پریشان گیسوانت دام من
گفتی و خندیدی و بیهوده گشتی خام من
...
شوريده (س)
@korosh571
برچسب:
نویسنده: باربد زارعی