تا چند اسیر آب و دانه
ویران شود این گدا ی خانه
تا چند ندیدن و نبردن
بر سفره نشستن و نخوردن
ز افتاده دگر نشان نمانده
افتاده به زیر پا فتاده
دستی نگرفت دست مسکین
حتی به هوای مذهب ودین
استاده نگیرد از فتاده
دستی که فتاده بی اراده
اینجا همه در پی حسابند
در موعظه اهل هر کتابند
اینجا همه گرگ و بی رفیق اند
چون گرگ به یار خود حریف اند
شوريده تو هم که بی کتابی
نقاشی و نقش بی حسابی
شوریده (س)
@korosh571
برچسب:
نویسنده: باربد زارعی