بی پرده نشین،
چون پرده درم،
اسرار تو را،
بر پرده برم
آغاز نیی،
پس راز نیی،
آنگونه نما،
که ان گونه شدی
نه آن مطلق پاک،
نه درمانده ی خاک،
آنگونه ببین،
که آن گونه شدی
نه چون شیشه زلال،
نه چون میوه ی کال
نه در عرش خدا،
نه افتاده ز پا
آنگونه بدان،
که خود را ملکی
شوردیده منم
کم دیده و هم بس
نادیده منم
شوریده منم
بی گریه ی نآ خندیده منم
شوریده (سیروس)
@korosh571
برچسب:
نویسنده: باربد زارعی